sober fear: consciousness/time
معادله ی جدیدی را در شب، حالی به حالی که به زیر پتو ترس را از خود دفع می کردم یافتم. بر طبق این معادله هر واحدِ آگاهی برابر است با مقدار انرژی ای که در واحد زمان - با هوشیاری - برای جا به جا ییِ یک ترس - از پتانسیل روان به پتانسیل مکان صرف می شود. یکای این انرژی را به افتخارِ ویراستارِ آن /من/ نام گذاری می کنیم.  که از جنسِ خودآگاهی است و با واحدِ ماده قابل سنجش نیست. از این رو باید دست به ساختِ روان سنجی ساده زد و من طرح این سازه را از مدت ها پیش ریخته ام. همچنان خوابم می آید. اما مهم نیست. درونِ من هیجانی می جوشد که به راستی می توان آن را به مایع درونِ نارگیل تشبیه کرد که در نقطه ی جوش خود به تکاپو افتاده است و اما پوسته ی سختِ نارگیل هنوز مستحکم است. من پایتختِ تزلزلِ بشری هستم. در من پیدا شو و مجهولِ مسئله را از فرمولِ من به دست بیاور.               دو بارِ ناهمنام را که در نزدیکی خود خرامان خرامان راه می روند و پتانسیل الکتریکی شان را به بازی می گیرند با قدرت بگیر و در لحظه ای به هم بچسبان و تمامِ پتانسیل زائدِ فکریِ بینشان را نابود کن. تا دیگر تو را به بازی و شک نگیرند. حالا نوبتِ توست. ترسِ هوشیار، بازی کن