Come In Number 51 Your Time Is Up,

 


                      زیرِ زیرِ ریزدنده‌هایِ خون بالا آورده ات     
 سفیدِ استخوان، سوراخ سوراخ
فواره می کند
آره!‌‏
پاره می کند 
          تیغِ تیزرگه‌ها، خشک‌حالِ سال‌هایت   
پوست به پوست
دریده رگ 
بویِ تعفن دیگر بالا نمی زند
عمق می رود
سگ به سگ
خندیده مرگ!‏
          استمرارِ یک تنِ زخم
این همه «می» هرزه می کند
وُ مَرد؟
این همه «بی» همه‌گی، خَستــه 
بی…بی‌مزه‌گی لب می کند
         رعشه‌ها  لرزه کبود می کنند
دود می کنند
زود…       می‌کنند
بخیز! ‏
بر برِ بخیــه‌ها
به جیـــغ اشاره می کنند
آره!‏
بخیــه ها… بخیــه ها
بخیـه پاره می کنند