گویــچه* های بودنم فعلن
پـُر از جنینِ نرسیده اند
تا سالی دیگر شاید باز
از کوری کامل گره های ساعت
ترِکیده و میانِ نیمه مرگ های بی سرانجامت
آبزنی از خون رام کنم
*globule