من اگر دوستی می داشتم
من اگر دوستی می داشتم
آیا هرگز به او تلفن می زدم برای پرسیدنِ حال؟
برای اثباتِ یک سئوال
که بگو آیا من زنده ام، که مطمئن کن مرا:‏
لعنتی من دوستی دارم



من اگر دوستی می داشتم
چقدر وقت می کشید تا حروفم را بفهمد
که می گویم لعنتی الان گوشم بده
اینقدر که فقدانش قوه ی تخیلم را تنگ کرده است
آیا هرگز به او فکر می کردم؟
من اگر دوستی می داشتم



آیا شبانه تلفن می زدم که بفهمانمَش
خواب دیده ام مرا فهمانده است
مفهمومی را که:‏
دوستی دارم
و قطعش کنم ناگهان، لعنتی من را بفهم



من اگر دوستی می داشتم
شاید بلد می شدم که چطور در عدمِ وجودش
از تخیلِ داشتنش که نیست شده است در من
چیزی بنویسم