نه جانم
دست‌هایِ من طعمِ زُخمِ خون را زَخمِ 
نوک‌آنوکِ زبان می‌کنند 
بد نیست بدانی
چیزی تر از این نیست 
که نتوانم زبانم را 
بلیسم