پســرم، حکایتِ ما رویِ زمین در هیــچ تاریخی ثبت نشد
روزی که کاغذ ها نفهم شدند، ما روی پوست نوشتیم
پوست ها که نفهم شدند ،
آن روز ما فهم شدیم
و این چرخه ادامه دارد ؛
- هر کجا که مغزِ بشر برای خلقِ واژه به گا رفته باشد -
روزی که ما نفهم می شویم،
کاغذها تاریک -
تن ها زخم.
اما به خاطر داشته باش
لایِ این چرخ دنده ها، ما را،
تنها یک آلتِ ثابتِ جهانی می نوشت:
خدا؛ که مُــرده بود