آخر،من تا این حد دل دارم کهاین یاران که به نزدم میآیند،از بیمِ آن که ملول نشوند،شعری میگویم تا به آن مشغول شوند.و اگر نه،من از کجا، شعر از کجا؟
من از شعر بیزارمو پیشِ من از این بَـتَر چیزی نیـــست.