‏ کــِــرم‌ـــواژه ها سوراخ نطفـه‌ام را گـرفته‌،‏
ساک می زنند.‏
با این جَنینِ پـیـر چـــه کنم
پدرش ســی شب پیش
ســی سال سـیــــ گار شد و مُرد
مادر هم به جَبرِ عِلم
که کوچه ی آزگارِ بارداری
سکس ممنوع ست
گمانی به بهشت می رود


























































یا جنابِ گـُـه !‏
او را از خود حفظ بدار