من احساس می کنم تو تمام که خواب بودم
ســی قرن گمـانِ اینسامنیااَم را نوشتی
این آخرها به من آمدی
دیــــر شدیم ،‏
شبیهِ تو شبیهِ من نبود



دیگر فقط باید پاکُن دست بگیری


 [بی خوابی نه - تنهایی به سر من زده]