در من چیزی ترک برداشته، ‏
اثر اصابت تدریجی یک تردید .‏
عنکبوتی راه می رود - به اندازه کافی خوشحال
ترک را پای شکسته ی جفتی می پندارد
که در دور دست
زیـــباست