آلبرت می گفت:  خمیدگیِ فضا، زمان را به دورِ مرکزِ بی نشانِ هستی می گرداند
سوار بر زمان بودم و اکنون کشیده بر ژرفایِ این خمیدگی
با باوری مهار نشدنی
زمان را به کامِ خود می کِشانم
این ایستایی است که آلبرت به گمانِ دردِ نسبی
از آن غافل مانده بود